وقتی رییس برگه ماموریت رو گذاشت جلوم گفت : میری این سالن تئاتر و فاصله هارو هم اعلام میکنی و هم نظارت ، تا آخرین روز نمایش !

ولی همون روز اول جنجالی به پا شد !

داستان نمایش مال دوره خلافت عباسیان بود ! و در آخر داستان مردی باید زنشو که بهش خیانت کرده بود با دستاش خفه میکرد ! که من کات دادمو گفتم : نخیر ! عوضش کنین ! مرد نامحرم جلو چشم 1000 تا آدم گلوی زن نامحرم رو فشار بده ؟!!! بهتره خیانت زنشو زیر سبیلی در کنه و بروی خودش نیاره ! تازه یه درس اخلاقی اسلامی هم که گذشت از گناهکاره به ملت میده !

گفتن نمیشه آخه ! داستان همینجوریه ! حسابی ضایع میشه ! خلاصه بعد از 4 ساعت بگو مگو ، کلی سعه’ صدر نشون دادمو و قرار شد که مرده با یه هفت تیر زنشو بکشه !

و در جواب اونا که میگفتن در اون زمان که هنوز هفت تیر اختراع نشده بود گفتم : خفه ! هفت تیر حتی در صدر اسلام هم وجود داشته !

یعنی شما باورتون میشه که کسی تو دنیا پیدا میشد که بدون نامردی ، یعنی بدون هفت تیر بتونه آقام حضرت علی رو بکشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

غائله خوابیدو هفت شب شوهره با هفت تیر زن خیانتکارشو رو صحنه کشت !