خاطرات من (1)

در سی سال شغلم ، بیشتر از سی تا رییس عوض کردم .. البته من عوضشون نکردم کسان دیگه کردن ... ولی سانسورهای منم بی تاثیر در کله پا شدن اونا نبود ... هرروز اونی که رییس بود اول صبح میومد میگفت : حواست باشه چیزی از زیر دستت رد نشه !!

نمیدونم چرا همه رییسا بجای اینکه فیلم سانسور شده را ببینن ..همه اصرار داشتن که اون قسمتایی رو که سانسور کرده بودم ببینن ...

گاهی هم که چشماشون به برق زدن میفتاد ... منو دنبال یه کاری میفرستادنو .. با دقتی عارفانه به قسمت های سانسور شده نگاه میکردن !!!!!

/ 5 نظر / 12 بازدید
سپینود

نفسم میگیرد در جایی که نفس های تو نیست مرا نیز هم نفس خود گردان سلام وبتون عالیه به من هم سر بزنید و در صورت تمایل خوشحال میشم تبادل لینک کنیم.[چشمک][خجالت][گل]

یارو

نمیشه سفارش مارو به اونجا بکنی که در قسمت چسبوندن فیلمای قیچی شده استخدامم کننن؟ همچین بجسبونم که با کاردک هم کنده نشه ! [زبان]

عادل

آقای مامور معذور خسته نباشید. سوژه جالبیه. باید خاطرات جالبی توی این سی سال داشته باشید.منتظر خوندنشون میمونم.

000

خیلی با استعاره صحبت می کنی! من یقین ندارم که تو سانسورچی نبودی!! ببینم... برای کی و کجا کار میکردی اگه راست میگی؟![عینک]

قیچی

واقعا دست [گل]ت درد نکنه فدایی ملت! [تایید]