فرنچ کیس

یکی از سریال های استرالیایی که مشغول سانسورش بودم خیلی نظرمو جلب کرده بود .... چون مرده وقتی لباشو میذاشت رو لبای زنه ... تا دودقیقه ول نمیکردو حسابی میک میزد .... و وقتی یه شب با منیره (عیالم ) همینکارو کردم به کلی دردسر برخوردم ...

یعنی وقتی به شدت داشت دست و پا میزدو حتی صورتمو چنگ مینداخت .. .. فکر کردم خیلی از این فرنچ کیس خوشش اومده و حسابی هیجان زده شده ... خوب شد که یه لحظه کات دادم که بپرسم خوشت میاد ؟ .... ولی اون که کبود شده بود غش کرد رو زمین .... و کلی جون کندم تا دوباره حالش جا اومد و فریاد زد : وحشی ...قاتل ! ..آدمخوار !

فردا هم که دور لباش چندتا تب خال ناجور زد ... حسابی دشمن خونیم شد ! ... همش هم تقصیر این چند تا دندون خراب و عفونی لامصب منه ...

میگفت داشتی با اون لبای شتری و دماغ گنده و هفت من ریش و پشمت خفم میکردی !

/ 6 نظر / 307 بازدید
نسترن

آقا اعتراف کن بدونم سریال "پزشک دهکده "رو هم شما سانسور میکردی؟[عصبانی][ناراحت]

نسترن

وای خدا[کلافه][کلافه][کلافه][کلافه]من عاشق این سریال بودم.اما حالا بزار من ی اعتراف کنم تو تمام مدتی که این سریال رو میدیدم هرجا که ضایع بود سانسور شده کلی فحش و فلاکت میدادم به طوری که بقیه سریال و دیگه متوجه نمی شدم.اما چه میشه کرد که شما مامور بودید و معذور.

نسترن

من که نسخه اصلشو میگیرم باز برای 10 امین بار نگاه میکنم.هه دلت بسوزه[خنده][شیطان]

یارو

ای وای ! من عاشق دماغایی مثل مال تو هستم !!!! [قلب] نمیشه بیایی باهم بریم یه سفر و وقتی تو خوابی من یه انگشت مشد بکنم تو دماغت؟ [پلک][چشمک]